جمله اول : آنان که وقتشان پایان یافته خواستار مهلتند، و آنان که مهلت دارند کوتاهى مى ورزند. (حکمت ۲۸۵)
جمله دوم : جاهلان شما پر تلاش، و آگاهان شما تن پرور و کوتاهى ورزند. (حکمت ۲۸۳)
جمله سوم : میان شما و پندپذیرى، پرده اى از غرور و خودخواهى وجود دارد. (حکمت ۲۸۲)
جمله چهارم : هر گاه خدا بخواهد بنده اى را خوار کند، دانش را از او دور سازد. (حکمت ۲۸۸)
جمله پنجم : در گذشته برادرى دینى داشتم که در چشم من بزرگ مقدار بود چون اگر در سخن گفتن بر او پیشى مى گرفتند در سکوت مغلوب نمى گردید. (حکمت ۲۸۹)
جمله ششم : (نامه به مردم کوفه در سال ۳۶ هجرى هنگام حرکت از مدینه به سوى بصره) پس از یاد خدا و درود. من از جایگاه خود، مدینه بیرون آمدم، یا ستمکارم یا ستم دیده، یا سرکشى کردم یا از فرمانم سرباز زدند. همانا من خدا را به یاد کسى مى آورم که این نامه به دست او رسد، تا به سوى من کوچ کند: اگر مرا نیکوکار یافت یارى کند، و اگر گناهکار بودم مرا به حق بازگرداند. (نامه ۵۷)
جمله هفتم : دوست محمّد (ص) کسى است که خدا را اطاعت کند هر چند پیوند خویشاوندى او دور باشد، و دشمن محمّد (ص) کسى است که خدا را نافرمانى کند، هر چند خویشاوند نزدیک او باشد. (حکمت ۹۶)
جمله هشتم : (آنگاه که گروهى او را ستایش کردند فرمود:) بار خدایا تو مرا از خودم بهتر مى شناسى، و من خود را بیشتر از آنان مى شناسم، خدایا مرا از آنچه اینان مى پندارند، نیکوتر قرار ده، و آنچه را که نمى دانند بیامرز. (حکمت ۱۰۰)
جمله نهم : در خطبه ى ۱۵۶ نهج البلاغه آمده است که امام على بعد از جنگ جمل فرمود : وَ لَهَا بَعْدُ حُرْمَتُهَا الْأُولَى وَ الْحِسَابُ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى یعنى به هر حال عایشه احترام نخست او برقرار است و حسابرسى اعمال او با خداى بزرگ است.
جمله دهم : در حکمت ۳۷۱ نهج البلاغه آمده است : لَا شَفِیعَ أَنْجَحُ مِنَ التَّوْبَهِ یعنى هیچ شفاعت کننده اى کار سازتر از توبه نیست.
جمله یازدهم : در خطبه ۱۱۰ نهج البلاغه آمده است : برترین چیزى که توسّل جویندگان به خداى سبحان، بدان توسّل مى جویند، ایمان به او و به پیامبر اوست و جهاد است در راه او، و برپاى داشتن نماز است، که نشان ملت اسلام است و دادن زکات است، که فریضه اى است واجب و روزه ماه رمضان است، که نگهدارنده آدمى است از عذاب خداى و حج خانه خداست و به جاى آوردن عمره آن است، که فقر را مى زدایند و گناه را مى شویند و صله رحم است، که موجب افزایش مال است و واپس افکننده اجل است و صدقه نهان است، که خطاها را مى پوشاند و صدقه آشکار است، که مرگ ناگهانى را باز دارد و انجام دادن کارهاى نیک است، که آدمى را از لغزیدن در خواریها نگه مى دارد.

جمله دوازدهم : در آخر خطبه ۲۱۶ آمده است : از گفتن حق، یا مشورت در عدالت خوددارى نکنید، زیرا خود را برتر از آن که اشتباه کنم و از آن ایمن باشم نمى دانم، مگر آن که خداوند مرا حفظ فرماید.
جمله سیزدهم : در خطبه ۲۱۶ نهج البلاغه آمده است : پس از سخنان امام یکى از یاران به پاخاست و با سخنى طولانى امام را ستود و حرف شنوایى و اطاعت از امام را اعلام داشت. آنگاه امام فرمود : کسى که عظمت خدا در جانش بزرگ، و منزلت او در قلبش والاست، سزاوار است که هر چه جز خدا را کوچک شمارد.
جمله چهاردهم : در نامه ۳۱ نهج البلاغه آمده است : بدان، خدایى که گنج هاى آسمان و زمین در دست اوست، به تو اجازه درخواست داده، و اجابت آن را به عهده گرفته است. تو را فرمان داده که از او بخواهى تا عطا کند، درخواست رحمت کنى تا ببخشاید، و خداوند بین تو و خودش کسى را قرار نداده تا حجاب و فاصله ایجاد کند، و تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه اى پناه ببرى.
جمله پانزدهم : شما را به پنج چیز سفارش مى کنم که اگر براى آنها شتران را پر شتاب برانید و رنج سفر را تحمّل کنید سزاوار است : کسى از شما جز به پروردگار خود امیدوار نباشد، و جز از گناه خود نترسد، و اگر از یکى سؤال کردند و نمى داند، شرم نکند و بگوید نمى دانم، و کسى در آموختن آنچه نمى داند شرم نکند، و بر شما باد به شکیبایى، که شکیبایى، ایمان را چون سر است بر بدن و ایمان بدون شکیبایى چونان بدن بى سر، ارزشى ندارد. (حکمت ۸۲)
جمله شانزدهم : در نامه ۵۳ نهج البلاغه آمده است : فَإِنَّ هَذَا الدِّینَ قَدْ کَانَ أَسِیراً فِی أَیْدِی الْأَشْرَارِ یُعْمَلُ فِیهِ بِالْهَوَى وَ تُطْلَبُ بِهِ الدُّنْیَا یعنی این دین در دست اشرار بوده است و آنها با هوای نفس با آن برخورد کرده و به وسیله ی آن ، دنیا را طلب می کردند.
جمله هفدهم : در خطبه اول نهج البلاغه آمده است که هدف از ارسال پیامبران این است که: وَ یُثِیرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ یعنى توانمندى هاى پنهان شده عقل ها را آشکار سازند.
جمله هجدهم : در خطبه ی سوم نهج البلاغه آمده است که انتقاد حضرت علی از عمر این چنین است که : صَیَّرَهَا فِی حَوْزَهٍ خَشْنَاءَ یعنى حکومت را به فضایى خشن کشاند.
جمله نوزدهم : در خطبهی ۲۰۶ نهج البلاغه آمده است: هنگامى که حضرت علی(ع) شنید عده اى از یارانش به وقت نبرد صفین به اهل شام دشنام مى دهند فرمود: پسند من نیست که شما دشنام دهنده باشید، ولى اگر در گفتارتان کردار آنان را وصف کنید و حالشان را بیان نمایید به گفتار صواب نزدیک تر و در مرتبه عذر، رساتر است. بهتر است به جاى دشنام بگویید: خداوندا، ما و اینان را از ریخته شدن خونمان حفظ فرما، و بین ما و آنان اصلاح کن، این قوم را از گمراهى نجات بخش تا آنکه جاهل به حق است آن را بشناسد، و آن که شیفته گمراهى است از آن باز ایستد.
جمله بیستم : کَمْ مِنْ عَقْلٍ أَسِیرٍ تَحْتَ هَوَى أَمِیرٍ» یعنى چه بسا عقل که اسیر فرمانروایى هوس است. (حکمت ۲۱۱)
جمله بیست و یکم : روزگارى بر مردم خواهد آمد که از قرآن جز نشانى، و از اسلام جز نامى، باقى نخواهد ماند. مسجدهاى آنان در آن روزگار آبادان، امّا از هدایت ویران است. مسجد نشینان و سازندگان بناهاى شکوهمند مساجد، بدترین مردم زمین مى باشند، که کانون هر فتنه، و جایگاه هر گونه خطاکارى اند، هر کس از فتنه بر کنار است او را به فتنه باز گردانند، و هر کس که از فتنه عقب مانده او را به فتنه ها کشانند، که خداى بزرگ فرماید: «به خودم سوگند، بر آنان فتنه اى بگمارم که انسان شکیبا در آن سرگردان ماند» و چنین کرده است، و ما از خدا مى خواهیم که از لغزش غفلت ها در گذرد.(حکمت ۳۶۹)

ما را در سایت القاب امام علی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 120